شاهدخت سرزمین ابدیت
گل ها شاید تجلی لبخند خداوندند.....
گاهی بیخیالی بهترین درمونه.....بهترین راه....تنها چاره...... وقتی می زنی به رگ بی رگی.....بدجور زندگی می چسبه...... ابر نیستم ..می بارم اما ....بی باران می بارم....... خشک و بی حاصل.....تا بی نهایت می بارم..... بی باران می بارم....... نه دلت گرفته......نه حتی حال و حوای دوری داری.....همین حوالی روزگار می گذرانی....... خوش و خرم و ... هیج چیز غیر عادی وجود ندارد.....ولی..... وای به حال ما....!!!!!!!! ۱) می خواستم برم ولی این سرپرست پذیرشمون از بس که پرو شده امروز با خودم عهد کردم بمونم تا حالشو بگیرم ! ۲)چند وقتی ابر های تیره بر زندگیمون سایه انداخته بود که خب خدا رو شکر حل شد! ۳)بدجوری هوس درس خوندن کردم به کی بگم؟! ۴)بدجوری هم در عین حال دلم مسافرت می خواد بازم به کی بگم؟! ۵)یکی به گمونم ۵ میلیون پولمونو خورد و رفت !!!!!!!! ۶) و اینجا همچنان مملکت گل و بلبل است! به دلایل نامعلومی کامپیوترم تو شرکت بلاگفا رو باز نمی کنه البته این در مورد صفحه اصلی گوگل نمی دونم به این روزا چی می گن.....آرامش قبل از طوفان ...یا آتش زیر خاکستر.... هیچوقت گمون نمی کردم دنیای متاهلی اینطوری باشه.....شاید چون هیچوقت تصور خوبی از
![]()
![]()
هم صدق می کنه ....!!!!!!!
یا شاید فقط روزهای سیاه......
ازدواج نداشتم.....ولی این روزا تنها نقطه مثبتش بودن علی.....
و جالبه که بین ما هیچی از یک ماه و یک روز پیش تا حالا تغییر نکرده.....همه چیز همون قدر آرومه....
نمی دونم واسه همه همینطوره یا .....دیروز کلی ذوق کردم که علی یک ماهه شدن
ازدواجمون یادش بود و من که به قول خودش همیشه همه چیز یادمه فراموش کرده بودم.....
وقتی بهم گفت چنا ن ذوقی کردم که حد نداشت.....همه چیز خوبه....خدایا شکرت.....
| Design By : Night Skin |

